کد خبر: ۴۴۰۴۰
۱۸:۴۴ -۲۵ شهريور ۱۴۰۱

مهسا امینی درگذشت

مهسا امینی دختر ۲۲ ساله اهل کردستان که توسط گشت ارشاد بازداشت شده بود، دقایقی قبل درگذشت.

مهسا امینی درگذشت

نشان تجارت - امجد امینی برادر مهسا امینی به خبرنگاران گفت: ساعت ۱۵.۴۵ دقیقه امروز قلب مهسا (ژینا) از تپیدن افتاد و جان باخت. برادر دختر جوان در ادامه گفته است: پزشکان بیمارستان ادعا کرده اند که تأخیر در انتقال مهسا به بیمارستان منجر تشدید وضعیت وی شده‌است.

مهسا امینی دختر اهل سنندج بود که برای سفر به تهران آمده بود و گشت ارشاد او را بازداشت کرد. مهسا امینی پس از حضور در گشت ارشاد دچار عارضه مغزی شد و به کما رفت.

خانواده او گفته‌اند شدت برخورد با او به اندازه‌ای تند بوده که باعث بروز این عارضه شده و به کما رفته است. با این حال برخی مقامات مدعی هستند که هیچ برخوردی وجود نداشته است؛ از جمله رییس بسیج فضای مجازی که گفته مهسا امینی سر کلاس توجیهی بوده است.

واکنش پلیس به حادثه برای مهسا امینی

در توضیحات پلیس درباره مهسا امینی آمده است: «خانمی برای توجیه و آموزش به یکی از بخش‌های پلیس تهران بزرگ هدایت شده بود که ناگهان در جمع سایر افراد هدایت شده به طور ناگهانی دچار عارضه قلبی شد. بلافاصله این خانم با همکاری پلیس و اورژانس به بیمارستان منتقل شده و تحت درمان و مداوا قرار دارد. مستندات مربوطه در این خصوص در اختیار پلیس است و اخبار تکمیلی در این خصوص متعاقبا اعلام خواهد شد.»

تا این لحظه که مهسا امینی درگذشته است، پلیس هیچگونه مدارکی که مدعی است در اختیار دارد را منتشر نکرده است. البته گفته نشده منظور از مستندات، کدام مستندات است!

مهسا امینی درگذشت

مهسا امینی در بیمارستان

خانواده مهسا امینی : شکایت می‌کنیم

دایی مهسا به روزنامه هم‌میهن گفته در پرونده پزشکی او علت حادثه را سکته اعلام کرده‌اند. اما «مهسا بیماری قلبی نداشت. علت حادثه مثل روز روشن است. وقتی با این ارعاب و وحشت دختر مردم را می‌گیرند و می‌چپانند در ماشین معلوم است چه می‌شود؟ این چه احقاق حقی است؟ این‌ها نه اسلام را می‌شناسند، نه انسانیت. ژینا سالمِ سالم بود. در کردستان همه خانواده ما را می‌شناسند. پدربزرگم در همه استان‌های ایران مرید داشت. ما خانه اعتکاف داریم. کسی نیستیم که بخواهد به ما آموزش حجاب بدهند. این‌ها خودشان باید تربیت و ادب یاد بگیرند. بهشان گفته‌ام که ما گدا گشنه نیستیم که بخواهید به ما ناهار و شام بدهید! ما از روی سفره پر بلند شده‌ایم.»

عائلی، دایی مهسا می‌گوید که تازه دانشگاه قبول شده بود. «قبلا هم کنکور داده بود، اما پدر و مادرش نمی‌گذاشتند برود شهر دیگر. خیلی مواظبش بودند. ژینا فقط یک برادر دارد. مغازه‌ای داشت در سقز. تهران که رسیدیم، با برادرش رفت کرج خانه خواهرم. برگشته بودند برویم بگردیم که بازداشتش کردند.»

ارسال نظرات
آخرین اخبار
گوناگون